بديع الزمان فروزانفر

257

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

مسند احمد ، چاپ مصر ، ج 2 ، ص 232 ، 305 ، 308 ، ج 3 ، ص 151 ، ص 486 ، ج 6 ، ص 208 ، 241 ) از روايتى ديگر معلوم مىشود كه در مجلس مأمون عباسى مسندى مصور به دو صورت شير بوده است . ( سفينه البحار ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 239 ) تصوير شير بر پرده‌ى ايوان كه آن را شادُروان مىگويند هم معمول بوده است . انورى مىگويد : بارها آحاد فراشانت شير چرخ را * در پناه شير شادُروان ، ايوان يافته ديوان انورى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 428 مطابق گفته‌ى خاقانى علم خليفه‌ى عباسى داراى دستارچه‌ى سياهى با صورت ماه و قبه‌ى آن بازى زرين بوده است : علم خاص خليفه زده در لشكر حاج * چتر شامست كزو ماه شب آرا بينند باز زرين بسر رايت و دستارچه زير * آفتابى بشب آراسته عمدا بينند ديوان خاقانى ، ص 97 بر روى پرده‌ى علم گاهى صورت اژدها رسم مىكرده‌اند : در موكب تو اژدهاى رايت * شيران عرين را بدم گرفته ديوان انورى ، ص 438 و گاهى نيز صورت شير و آن را « شير علم » مىخوانده‌اند : خاك هنرش مرده كند شعله‌ى فتنه * باد ظفرش روح دهد شير علم را ديوان ابو الفرج رونى ، طهران ، ص 11 در جهد باش او به شير فلك * اگر اندر شود به شير علم همان مأخذ ، ص 89 شخص با همت تو شخص خيال * شير با هيبت تو شير علم همان مأخذ ، ص 90